| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سلام به همگی
امیدوارم که حالتون خوب باشه. اول می خواستم تشکر کنم از دوستانی که نظر میدن. دوم اینکه یه سری هم به وبلاگ جدیدم یعنی "تئاتر ایران" بزنید. لطفا نظر فراموش نشه! خیلی ممنون از همگی |+| نوشته شده توسط سحر در Fri 22 Jul 2005 و ساعت 23:58 |
حسام،هنرپيشه اي ساده، پيانيستي صادق،ورزشکاري متواضع
وی پس از بازگشت به ایران وارد دانشگاه شد و موفق به اخذ مدرک لیسانس در رشته بازیگری تئاتراز دانشگاه آزاد تهران شد. حسام نواب صفوی فعالیت هنری خود را از سال 1375 با حضور در سریال "بازگشت به خانه" آغاز کرد و پس از آن سریال های "شنهای کف رودخانه"، "کیف انگلیسی"، " روشن تر از خاموشی" و فیلم هايی چون "اعتراض"، "اتانازی"، "نان، عشق، موتور هزار"، "عروس خوش قدم"، " شمعی در باد" و "سیزده گربه روی شیروانی" وعروس فراري به کارنامه آثار
وی هم اکنون دانشجوی رشته حقوق قضایی است و به زودی فعالیت خود را در زمینه نوازندگی پیانو در کنار یک گروه موسیقی آغاز خواهد کرد. نوابصفوي، بازيگر خوش ذوق، با آتيه و اهل مطالعهاست، كه تاكنون توانسته حضوري چشمگير وحرفهاي در عرصه بازيگري داشته باشد. خودشميگويد آدم بسيار افتادهاي است. صداقت،سادگي و تواضع از ويژگيهاي ديگر حسام ميباشد. پدرش وكيل بازنشستهدادگستري و مادرش فارغ التحصيل ادبياتاست. او داراي سه برادر به نامهاي هومن، حسين وحسن است و خودش نيز فرزند آخر خانوادهميباشد تمامي برادران حسام
او نقش سپهسالار در سريال ملاصدرا راسختترين نقشي كه تاكنون ايفا كرده استميداند و تحصيل در دوران دبيرستان دررشتهاي كه اصلا به آن علاقه نداشته است بهعنوان حسرت زندگيش ياد ميكند. حسام ياد خداوند را باعث آرامش دل و جانميداند و از غربت دلش ميگيرد. نزديكتريندوستانش را شريفي نيا، پارسا پيروز فر، و امينحيايي ميداند. از آرزوهاي جالب حسام نوابصفوي سفر به كره ماه است و عشق را به رنگ سفيدپررنگ تشبيه ميكندو خوشبختي را در بينيازيميداند. حسام در نواختن پيانو نيز تبهر دارد.خودش ميگويد: (من از اول ميخواستم موسيقيبخوانم. 20 سال است كه پيانو ميزنم اما ديدمتمام استادان دانشگاه به نوعي استادانم بودهاند ومن خيلي از درسهاي دانشگاه را در منزلخواندهام) در سال 82 پيشنهادهاي زيادي براي پيوستنبه گروههاي موسيقي پاپ به او شد. كه البته هيچكدام از اين گروههاي
نواب صفوي الگوهاي بازيگري خود را رابرتدنيرو، هريسون فورد و در ايران جمشيد مشايخي،عزت ا... انتظامي و... ميداند. او يك هنرمند است. در اين شكي نيست. چراكه او پيانو را به خوبي مينوازد نقش منفي را بهخوبي بازي ميكند در نقشهاي مثبت حضوريچشم گير دارد و در تيم هنرمندان(واليبال) باقدرت در زمين حاضر ميشود. او علاقه به نقاشيدارد. تمام اينها نشان از هنر اوست. مطمئنا درآينده از او در عالم هنر بيشتر خواهيم شنيد . منبع: خانواده سبز |+| نوشته شده توسط سحر در Mon 18 Jul 2005 و ساعت 12:56 |
امين حيايي: همسرم تک ستاره عشق من است
خانواده سبز: در مورد زندگيتان بگوييد، اينكه در چه سالي و در كجا به دنيا آمديد و اين كهچند فرزند هستيد؟
حيايي: بله، آن قسمتي كه مدير تداركاتهستم، در آن نقش يك شمالي را بازي ميكنم. منبع: خانواده سبز
|+| نوشته شده توسط سحر در Sun 17 Jul 2005 و ساعت 13:51 |
اخبار سینمایی
معروفها در «قاعده بازي»، بازي ميكنند
اما موضوع جالب در مورد اين فيلم كه نامش«قاعده بازي» است، اين ميباشد كه معتمدي ازدو قشر بازيگر استفاده كردهاست، يك سري كهاستاد بازي در كاراكترهاي طنز ميباشند وعدهاي ديگر كه درنقشهاي جدي بازيگراني بهنام هستند، براي مثال براي اولين بار، جمشيدهاشمپور روبروي اكبر عبدي ايفاي نقش ميكند ويا اين كه حميد لولايي روبروي داريوش ارجمندبازي ميكند، از ديگر بازيگران اين فيلم بايد بهگوهر خيرانديش، الناز شاكردوست، عليرضاخمسه، ژاله صامتي، مهتاج نجومي، كيومرث ملكمطيعي، مريم سعادت، فريده سپاه منصور، محسنقاضي مرادي و...اشاره داشت، اين فيلم از دهمتيرماه در پارك ارم تهران مقابل دوربين رفت. سحر ولدبيگي هم در «قلقلك» بازي ميكند
شفيعيجم در «زن بدلي» همبازي ماهايا شد
فروش فيلمها در بهار امسال كم بود
آناهيتا نعمتي به زودي در سينما
اين در حالي است كه پيش از اين از نعمتي،مجموعههاي تلويزيوني را ميديديم. آخرينمجموعه تلويزيوني كه از وي پخش شد، سريال«سايه آفتاب» بود كه وي دركنار يوسف تيموري،پژمان بازغي، حامد بهداد، مجيد مظفري و...ايفاي نقش ميكرد. آناهيتا نعمتي در شغال به همراه ساسان فرخ نياو پريسا بخشي به ايفاي نقش ميپردازد، ضمناينكه، فيلم «انتخاب » هم اكنون از وي در نوبتاكران است. «شببخير فرمانده» به پايان رسيد
قاتلي با باراني مشكي، تمام شد
«ماه شب چهارده» همچنان ادامه دارد
منبع: خانواده سبز |+| نوشته شده توسط سحر در Sat 16 Jul 2005 و ساعت 19:29 |
سلام به همگی
امروز براتون فیلم شاخه گلی برای عروس رو میذارم که امیدوارم خوشتون بیاد. برای دانلود رو لینک زیر کلیک کنید. Shakhe Goli Baraye Aroos این هم پسورد: www.persianhub.com با تشکر از سایت Persianhub |+| نوشته شده توسط سحر در Sat 16 Jul 2005 و ساعت 18:17 |
اخبار سینمایی
شام عروسى مرداد ۸۴ كليد مى خورد
حضور امين حيايى و نيكى كريمى، براى ايفاى نقش هاى اصلى فيلم سينمايى«شام عروسى» قطعى شد.به گزارش خبرنگار هنرى ايسنا، پيش توليد «شام عروسى» ابراهيم وحيدزاده كارگردان سينماى ايران از چندى قبل به تهيه كنندگى حميد اعتباريان آغاز شده و گروه اميدوار است اواسط مردادماه فيلم كليد بخورد.براساس همين گزارش ساير بازيگران كه حضورشان در اين فيلم قطعى شده است عبارتند از شيلا خداداد، محمدرضا هدايتى، سيروس ابراهيم زاده و بقيه بازيگران نيز به زودى قطعى مى شوند.«شام عروسى» كه فيلم نامه آن را پيمان معادى به نگارش در آورده است درباره يك عروسى بسيار باشكوه اما بدون پول است.
تدوين چپ دست به مراحل نهايى رسيد فيلم سينمايى «چپ دست» هم اكنون توسط آرش معيريان در مراحل نهايى تدوين قرار دارد. داريوش بابائيان تهيه كننده اين فيلم گفت: هفتاد و پنج درصد از تدوين «چپ دست» به پايان رسيده و تدوين اين فيلم تا اواخر هفته آينده پايان خواهد يافت.«چپ دست» كه درباره فراموشى دخترى جوان است را داريوش بابائيان و منوچهر زبردست تهيه كرده و كارگردانى آن همراه با تدوين آن برعهده آرش معيريان است.حميد گودرزى، رضا داوودنژاد، ليلا اوتادى، مجيد صالحى، رابعه اسكويى، كاظم افرندنيا، مهدى امينى خواه، اصغر سمسارزاده، ملكه رنجبر، على صادقى، افسانه ناصرى و اشكان اشتياق در اين فيلم به ايفاى نقش پرداخته اند.مديريت تصوير بردارى چپ دست برعهده «مجتبى رحيمى» و طراحى صحنه اين فيلم را سياوش فيض الله زاده درخشى انجام داده است.
«آكواريوم» يك فيلم شسته و رفته است
سينا: دو ماه است كه «آكواريوم» را به مسئولان صدور مجوز نمايش در وزارت ارشاد تحويل داده ايم اما تاكنون وضعيت نمايش آن روشن نشده است. ايرج قادرى كارگردان و بازيگر با بيان اين مطلب از روشن نبودن وضعيت فيلمش ابراز نارضايتى مى كند. ساخت «آكواريوم» سال گذشته در تركيه آغاز شد. تقريباً تمامى لوكيشن هاى «آكواريوم» در تركيه و شهر استانبول بود. مراحل فنى اين فيلم اواخر سال گذشته به پايان رسيد و فيلم آماده نمايش شد، اما همچنان صحبتى جدى در مورد زمان نمايش آن مطرح نمى شد تا اين كه «آكواريوم» براى كسب پروانه نمايش به اداره نظارت و ارزشيابى ارشاد رفت. صادر نشدن مجوز نمايش فيلم پس از دو ماهى كه از ارسال آن به ارشاد مى گذرد و حتى عنوان نشدن نتيجه قطعى تماشاى فيلم از سوى مسئولان ارشاد، ايرج قادرى كارگردان اين فيلم را ناراضى كرده است. ايرج قادرى از «آكواريوم» به عنوان فيلمى «شسته و رفته» ياد مى كند و مى گويد: «آكواريوم» يك فيلم تميز، آبرومند و شسته و رفته است. حاضرم اين فيلم را به هر گروه فيلمسازى نشان دهم و احساس مى كنم آنها هم با اين نظر من موافق باشند. با اين حال نمى دانم به چه دليلى اداره نظارت و ارزشيابى مجوز نمايش اين فيلم را صادر نمى كند. سيماى زنى در دوردست در رقابت با بزرگان در كارلووى وارى
چهلمين دوره جشنواره كارلووى وارى از جمعه اول جولاى آغاز شد و تا نهم جولاى ادامه خواهد يافت.اين جشنواره در ميان ۱۰ جشنواره برتر دنيا قرار دارد و مهم ترين جشنواره بين المللى فيلم در مركز و شرق اروپا است.در بخش مسابقه اين جشنواره امسال ۱۴ فيلم انتخاب شده و از ايران نيز فيلم «سيماى زنى در دوردست» به كارگردانى على مصفا در اين بخش حضور دارد. در اين رقابت كارگردانان صاحب نامى چون رائول روييز از شيلى و خانم مارتا مژاروش از مجارستان حضور دارند و يك هيات داورى ۷ نفره به رياست مايكل رادفورد كارگردان معروف انگليسى اين ۱۴ فيلم را قضاوت خواهند كرد.جوايز اين بخش شامل گوى بلورين بهترين فيلم به همراه ۲۰ هزار دلار جايزه ويژه هيات داوران، جايزه بهترين كارگردان و جايزه بهترين بازيگر زن و مرد است. از ميهمانان ويژه اين دوره مى توان به رابرت ردفورد، شارون استون، ليو اولمان و... اشاره كرد.
آغاز صداگذارى چهارشنبه سورى
مهرجويى همچنان به دنبال على سنتورى
تلاش هاى داريوش مهرجويى براى يافتن بازيگر نقش على سنتورى همچنان ادامه دارد.مهرجويى كه از مدت ها قبل صحبت هايى را درمورد ساخت «على سنتورى» آغاز كرده بود بالاخره سال قبل مجوز ساخت اين فيلم را دريافت كرد. صدور مجوز ساخت اين فيلم آغازى بود براى يافتن بازيگر مناسب نقش على سنتورى. مهرجويى براى اين نقش به دنبال بازيگرى است با چهره تكيده، قد بلند و داراى قابليت نواختن سنتور. پس از اينكه آگهى براى دعوت از بازيگران علاقمند چاپ شد و بسيارى از افراد به اميد بازى در فيلمى از داريوش مهرجويى به دفتر اين كارگردان سرزدند، صحبت هايى درمورد حضور احتمالى چند بازيگر حرفه اى سينما هم عنوان شد كه البته هنوز هيچ يك از اين ها به نتيجه قطعى نرسيده است. گفته مى شود اگر بازيگر نقش محورى اين فيلم تا يكى دو ماه ديگر انتخاب شود امكان آماده شدن اين فيلم براى جشنواره بيست و چهارم وجود دارد.
|+| نوشته شده توسط سحر در Tue 12 Jul 2005 و ساعت 18:38 |
هديه تهراني به ايتاليا رفت
هديه تهراني سوپر استار زن سينماي ايران بهمانند ديگر ستاره سينماي ايران هفته گذشته تهرانرا به مقصد ايتاليا ترك کرد گفت اين در شرايطي استكه از چند ماه پيش مطبوعات خبر از رفتن او بهآمريكا نوشتند، خبر از ازدواج هديه تهراني بامهدي صفوي دادند، اما در اين شرايط مادر هديهتهراني در گفتگو با يك نشريه خبر فوق را تكذيبكرد و گفت: دختر من ازدواج نكرده است اينهاشايعهاي بيش نيست، شايعهاي كه مدتي استخانواده ما را درگير كرده است گرچه ديگر ما بهاين شايعات عادت كردهايم.
|+| نوشته شده توسط سحر در Sun 10 Jul 2005 و ساعت 14:18 |
گروه سینما
این هم گروه سینمایی من و صدف عزیز در یاهو
گروهی درباره سینمای ایران همراه با عکسهای جدید و ... حتما عضو بشید
|+| نوشته شده توسط سحر در Sun 3 Jul 2005 و ساعت 14:6 |
گلزار را بي اعتماد نكنيد
محمدرضا گلزار را همه ميشناسيم، بازيگرقدرتمندي كه قبل از بازيگر شدن، به عنوان يكنوازنده هنرمند با گروه آريان هم كاري ميكرد،گلزار پس از رفتن به وادي سينما،به محبوبيتي دوچندان رسيد... و اين محبوبيت باعث شد تا اوكانون توجهات مطبوعات و رسانهها قرار گيرد وهمين امر منجر به شايعات زيادي پيرامون زندگيشد، شايعاتي كه بيشتر آنان غرض ورزي بود، او سال گذشته در سفري كه به آمريكا رفته بود،شايعات زيادي راپشت سر خود به جا گذاشت وهمين مسئله باعث شد كه زندگي اش دچارتحولات شود، اما گلزار در حال حاضر از تمامياين مسائل تجربه بدست آورده است، تجاربيگرانبها كه از آنها استفاده ميكند گلزار يك بارديگر از ايران خارج شد، آن هم براي گردش وتفريح كه كمتر از يك ماه طول خواهد كشيد، امايكبار ديگر نشريههاي 8 صفحهاي و 12 صفحهايكه براي پر كردن صفحات خود حاضرند دست بههر كاري بزنند، با تيترهاي درشت به سفر گلزارپرداختند، نشريهها تيتر زدند كه، او به آمريكارفت، يكي ديگر تيتر زد گلزار به لندن رفت...آنديگري وي به مونيخ رفت و...
منبع: خانواده سبز |+| نوشته شده توسط سحر در Sun 3 Jul 2005 و ساعت 13:59 |
گفت و گو با تهمینه میلانی کارگردان زن زیادی
کینه را فراموش کن و برو
محل ديدار ما خانه اى است مدرن. حاصل سليقه صيقل خورده زوجى آرشيتكت كه با سينما زندگى مى كنند. با دختربچه اى به غايت شيرين و دوست داشتنى كه خسته از كلاس پيانو برگشته و هرگونه تلاش براى بى توجهى را با يك حركت يا جمله غيرقابل پيش بينى بى نتيجه مى گذارد. سفيدى خانه آدم را مى گيرد و وقتى مى بينيم كه تهمينه ميلانى نيز برخلاف همه پيشداورى ها و گفته هاى قبل از گفت وگو آرام تر و صبورتر به سئوال هايم پاسخ مى دهد، مى فهمم كه او نيز مسحور آرامش خانه اى است كه در آن نشسته ايم. برآشفتگى و طغيان عواطف كه پاى چوبى استدلال و منطق را ويران مى كند در پشت در هاى خانه اى كه با تابلو هاى نقاشى هاى همسرش تزئين شده محبوس شده اند. از كارگردان فيلم واكنش پنجم و زن زيادى خبرى نيست. اينجا با زنى روبه روييم كامل همچون شمايل هميشگى مادرانه هاى خودمان. حالا من مانده ام و يك سئوال بى پاسخ،كه آن همه غليان و توفان كه در آن مهمانخانه بين راهى بر عليه مردان و خيانتكاران فرياد مى كشيد،چگونه مى تواند به قلب اثرى از اين مادر و ميزبان مهربان راه يابد.چگونه مى توان باور كرد كه اين آرامش اطمينان، بازى كارگردانى است كه پس از يك دهه ساخت فيلم هاى يك جانبه اجتماعى بر عليه شرايط مردانه جامعه اى بى رحم به اين نتيجه رسيده كه فقط بايد در قاب دوربين فرياد زد نه جلوى ضبط يك خبرنگار كنجكاو.
•ورود شخصيت قاتل به فيلم فضاى روايت را كه به شكل منطقى و جالبى پيش مى رود عوض مى كند و به يك فضاى ديگر مى برد. علت اين تغيير لحن در روايت چيست؟ چرا خط قصه اول را ادامه نداديد؟
|+| نوشته شده توسط سحر در Fri 1 Jul 2005 و ساعت 17:10 |
اخبار كوتاه از سينماي ايران
_ اسماعيل براري فيلمي را مقابل دوربين بردهكه نامش، «گزارش مريم» است. دراين فيلمفرامرز قريبيان نقش اصلي را ايفا ميكند و در كناراو عليرضا غبيشاوي، ليلا بوشهري و عليرضااوسيوند بازي خواهند كرد. در اين فيلم خواهيمديد كه يك پزشك، به اتفاق دختر خود به جنوبايران ميرود، با رفتن او به جنوب، خاطراتدوران جنگ براي او تداعي ميشود، دراينبين... _ هديه تهراني بازيگر با استعداد سينماي ايران،قرار است در فيلم «لبخند»، نقش انتخاب بازيگر وبازيگر داستانها ايفا كند. كارگردان لبخند، «هومن اطيايي» است داستاناين فيلم درباره صلح و دوستي براي مردم جهاناست، قرار است اپيزودهاي ديگر اين فيلم دركوبا، اسپانيا و روسيه مقابل دوربين برود. _ شنيدهها حاكي از اين است كه «مهرانغفوريان» شايد به زودي اولين فيلم سينمايي خودرا مقابل دوربين ببرد. _ رضا رويگري قرار است در فيلم جديد«فريدون جيراني» در نقش يك كارگردان بازيكند، آخرين فيلم رويگري بوتيك بود، ايندرحالي است كه رويگري مدت دو سال است كهدر «مختارنامه» داود مير باقري نقش آفرينيميكند، همچنين وي در فيلم ستارهها آخرينساخته جيراني نقش آفريني كرد كه «امينحيايي» همبازي او بود. _ پوران درخشنده قرار است، فيلم جديد خودرا مقابل دوربين ببرد، نام اين فيلم، «رويايخيس» است كه در رابطه با زندگي يك زن معلم بههمراه پسر 14 سالهاش است. _ «پژمان بازغي» قرار است در يك تله سينمايي90 دقيقهاي ساخته فريدون فرهودي به نام «آنسوي ديوار»، مقابل دوربين برود. _ «احمدرضا معتمدي ميخواهد فيلم جديدشرا مقابل دوربين ببرد، شنيدهها حاكي از اين استكه در اين فيلم عزتا... انتظامي، علي نصيريان،داريوش ارجمند، حميد لولايي و احتمالا «جوادرضويان» در آن ايفاي نقش ميكنند ـــ حمید فرخ نژاد بهترین بازیگر جشنواره مسکو شناخته شد.«فرخ نژاد» به خاطر بازي درخشان خود در فيلم «طبل بزرگ زیر پای چپ» كه درجشنواره بیست و سوم فجر نيز حضور داشت توانست، مجسمه «گئورگيس مقدس» (جرجيس) و جايزه نقدي اين جشنواره را به خاطر بازي در فيلم ياد شده از آن خود كند به طوري كه «والنتين چرنيخ» كارگردان شاخص سينماي روسيه و رئيس هيأت داوران اين جشنواره درباره فرخ نژاد گفت: «بازي فرخ نژاد در صحنه هاي جنگي بسيار ممتاز و تأثيرگذار است.»
پس چرا نظر نمیدید؟ |+| نوشته شده توسط سحر در Wed 29 Jun 2005 و ساعت 20:36 |
نقد: کدام زن "زیادی" است؟
فیلم با بیانیه ای که مسائل و مشکلات زنان ودختران و بطور کلی جنس مونث را بیان می کند آغاز می شود. دختری می خواند انشائی را و دیگر دختران با او همراهی می کنند و معلم که تلاش دارد بگونه ای مسائل را توجیه کند بعد از پایان انشا دختران با سوالات گوناگون او را بمباران می کنند واو که سعی دارد به انها پاسخ دهد با مشکلات عدیده ای روبروست. منبع: سینماگران
|+| نوشته شده توسط سحر در Sun 26 Jun 2005 و ساعت 15:47 |
زن زیادی
بررسى كارنامه تهمينه ميلانى از «بچه هاى طلاق» تا «زن زيادى»
زن، زن به دنيا نمى آيد، زن مى شود
![]() تهمينه ميلانى شايد تنها فيلمساز زن ايرانى است كه بحث هاى داغ سينماى فمينيسم را به طور جدى در محافل و نشريات سينمايى ايران حول خود و آثار خود نگاه داشته است. فيلمسازان مرد و زن ديگرى بسيارند كه بى پرده يا در لفافه از مسائل زن مى گويند. اما ميلانى شيوه اى اتخاذ كرده، كه او را بيش از يك فيلمساز به يك عدالتخواه اجتماعى تند و تيز بدل مى كند. روزى زمان اكران نيمه پنهان گفتند كه او بايد نويسنده يا سياستمدار مى شد و حرف هايش را مى زد. اكنون او زنى است كه نويسنده نيست و سياستمدار هم نيست، فيلمسازى است كه حرف هاى بسيارى براى گفتن دارد و فيلم هايش به گفته خود او وسيله اى هستند براى بيان اين حرف ها. اما هيچ كس شك ندارد كه او نه در انتخاب فرمى كه براى بيان عقايدش براى فيلم هايش برمى گزيند، بلكه در كارگردانى به معناى كلى آن، حرفه اى است. ميلانى، فارغ التحصيل معمارى دانشگاه علم و صنعت ايران، ساختار سينمايى را اما نخستين بار نزد كيميايى تجربه كرد؛ با فيلم خط قرمز و به عنوان منشى صحنه. در ادامه راه، در «پيك جنگل - ۱۳۶۲» منشى صحنه حسن هدايت و در «دل نمك _ ۱۳۶۸» دستيار و منشى صحنه امير قويدل بود. نخستين فيلم بلندش بچه هاى طلاق را در ۱۳۶۸ ساخت و كارگردانى را با افسانه آه، ديگه چه خبر، كاكادو، دو زن، نيمه پنهان، و واكنش پنجم ادامه داد و در فيلم هاى همسر دلخواه من و خاكسترى نيز در نوشتن فيلمنامه همكارى داشت. اين روزها روزهاى اكران آخرين كار او «زن زيادى» است.
• رسانه _ هنر درست است كه اولين تجربه سينمايى ميلانى تلخ بود، اما بازهم كسى فكر نمى كرد طنز قابل تأمل «ديگه چه خبر» با ظرافت هاى قصه گويى در مايه هاى تبعيض اجتماعى ميان زن و مرد به مشاجره هاى جدى و يك طرفه ميلانى در آثارى (مطابق گفته خود او) فمينيستى ختم شود. نخستين كار او «بچه هاى طلاق» فيلم اجتماعى- خانوادگى تلخى بود كه در آن پدرى شكاك و بدمست بچه هايش به خصوص دخترش را آزار مى داد و حضور او در بيرون از خانه و اجتماع را فساد انگيز مى خواند. در واقع تقابل جنس زن و مرد و ناتوانى زن در برابر زورگويى مرد از همين جا رگه هاى اصلى ايده هاى فيلمسازى ميلانى را روشن كرد. در فيلم بعدى او «افسانه آه» نيز همين تم اما با پرداختى البته ضعيف تر رخ نشان داد. اما «ديگه چه خبر» يك طنزپردازى و بيان خوددارانه و معقولانه در تصوير كردن تفاوت هاى يك خواهر و برادر به عنوان يك مرد و زن در جامعه اى سنتى بود. زن محورى ريسمانى است كه تمامى آثار ميلانى را به هم متصل مى كند ولى با وجود اين نمى توان انكار كرد كه سينماى فمينيستى او به معناى جدى با «دو زن» آغاز شد. «دو زن» بعد از «كاكادو» كه افت زيادى بعد از «ديگه چه خبر» به حساب مى آمد جهشى بلند بود. فيلم زنى به نام فرشته را تصوير مى كند كه شوهرش در حال مرگ است. فرشته اين را به رويا دوست صميمى اش خبر مى دهد و رويا در راه بيمارستان دوران آشنايى و دوستى اش با فرشته را به ياد مى آورد؛ روزهاى پيش از انقلاب فرهنگى كه عشق يك جوان لمپن و چاقوكش فرشته را با سختگيرى پدرش روبه رو كرده و سرنوشتِ او را از دانشگاه به خانه پدر در اصفهان و شوهر كردن به مردى سنتى تغيير مى دهد.
وقتى جايزه بهترين فيلمنامه در جشنواره فجر هفدهم به «دو زن» داده شد و در زمان اكران نقدهايى با مايه هاى منفى درباره آن خوانده شد و به رغم آن فيلم به فروش بالايى دست يافت، همسو بودن كار ميلانى با سليقه مخاطب رخ نمود. «دو زن» از بيان مستقيم تضييع حقوق زن فقط صحنه دادگاه را دارد كه در آن فرشته در پاسخ به قاضى كه مى گويد «مگه شوهر شما خرجى نمى دهد»، جواب مى دهد: حاج آقا اين مرد منو ناديده مى گيره، شخصيتمو، هويتمو... و با اين جمله، به نوعى، بعد از شرايط اوليه اى كه پاى فرشته را به اين مهلكه كشاند، قانون را هم به عنوان عاملى گره افكن و نه گره گشا، وسط مى كشد. مابقى فيلم شرايط ملموس يك زن در موقعيت بدبيارى ناشى از جنبش هاى سياسى وقت و سختگيرى هاى سنتى است. «شرايط ملموس» همان برگ برنده اى است كه تماشاگر را به همذات پندارى با فيلم مى خواند بدون آنكه دليل آن را به زبان كاراكترهايش بياورد. ميلانى در «دو زن»، شخصيت پردازى سياه مرد چاقوكش و احمد را با حضور شوهر رويا (با بازى حسن جوهرچى) خاكسترى مى كند و با اين كار از تعميم واژه ظالم به جنسيت مرد خوددارى كرده و بيشتر، جامعه مردسالار را تصوير مى كند. از آن گذشته نكته دقيق و عميقى كه در «دو زن» وجود دارد تفاوت سطح فرهنگى خانواده رويا و فرشته است كه در نهايت به ازدواج رويا با همكلاسى روشن و فهميده اش و ازدواج فرشته با مردى چون احمد منتهى مى شود. ميلانى خودخواسته يا ناخواسته نقش فرهنگ را در سرنوشت زن پررنگ تر مى كند تا نقش مردان روان بيمار را. يعنى دقيقاً همان نكته اى كه فيلم هاى از اين به بعد ِ او به دليل حذف آن افت كردند (واكنش پنجم و زن زيادى). «دو زن» فيلمى با ايده روشنفكرانه بود با پرداختى با طمأنينه تر و به دور از نشانه هاى مبتذل سينماى عامه پسند، كه پارادوكس آن جذب مخاطب عام بود بدون آنكه ضعف فيلم محسوب شود. در واقع اينكه يك فيلمساز زن بتواند با زاويه ديد روشنفكرانه و بدون دستاويز قرار دادن المان هاى مرسوم سينماى عامه پسند توجه جامعه را به مسائل قانونى و اجتماعى هم جنسانش جلب كند و در عين حال مردم را نيز در سطح وسيعى به سينماها بكشاند، بر توانايى هاى خود صحه گذاشته است. با وجود اين، زمان اكران فيلم، نقدهايى با لحن منفى نيز وجود داشت كه اظهار مى كردند راه اثبات حقانيت زن سركوب مردان نيست (آنتونيا شركا _ ماهنامه فيلم ۲۳۸) و برخى نيز فيلم را در شيوه بيان دچار شعارزدگى معرفى مى كردند (مهرزاد دانش _ ماهنامه فيلم ۲۳۸)، كه اگر مى دانستند بعد از دو زن، واكنش بعدى ميلانى به مردان «واكنش پنجم» خواهد بود و پس از آن نيز «زن زيادى»، هرگز اين طور فكر نمى كردند! آن زمان «دو زن» با خودش قياس شد و البته ايراداتى هم بر آن وارد بود (مثل نچسب بودن مرد چاقوكش به كل فيلم و مواردى از اين دست) ولى امروز و در اين لحظه، در تحليلى مقايسه اى با آثار ديگر ميلانى، بعد از «ديگه چه خبر» به عنوان يك كار طنز بالاترين امتياز را مى گيرد. • سياست در خدمت راه پيشين درگيرى هاى سياسى و پيامدهاى انقلاب فرهنگى كه نقطه شروع درام در «دو زن» است، در نيمه پنهان پررنگ شده و محور قصه است. فيلم در كارنامه كارگردان يك اثر سياسى خوانده مى شود، هرچند با وجود اين نمى تواند فيلمى ساخته ميلانى باشد و از بى عدالتى اجتماعى نسبت به زنان نگويد. در همان نماهاى ابتدايى در حرف هايى كه فرشته براى همسرش نوشته خوانده مى شود كه «تو به دليل امتياز مرد بودنت مى تونى از همه چيزت حرف بزنى بدون اينكه ترسى از قضاوت داشته باشى. اما من هميشه مجبور بودم خود واقعيم رو از ترس قضاوت نادرست پنهان كنم». در پايان وقتى قاضى محتشم حرف هاى همسرش را كامل مى خواند با ذهنى روشن تر به ديدن زن متهم در زندان مى رود. او مردى فهميده و مهربان تصوير مى شود اما نطفه اصلى فيلم تصوير كردن زن به عنوان جنسيتى است كه در دفاع از خود بعد از مرد قرار دارد و به راحتى مورد تهمت هاى ناروايى كه با هيچ مدركى قابل پاك كردن از اذهان نيستند قرار مى گيرد. «نيمه پنهان» از رمان «بعد از عشق» نوشته فريده گلبو ساخته شده و در مديوم سينما نخستين اثرى است كه تا حدى موقعيت نسلى كه درگير تب و تاب سياسى اوايل انقلاب بود را تصوير كرده؛ قاضى محتشم براى بررسى پرونده زنى با سابقه سياسى به شيراز مى رود، به او گفته شده كه اين زن آدم سربه راهى نبوده اما فرشته همسر قاضى به او گوشزد مى كند كه قضاوت خود را برپايه شنيده ها قرار ندهد و حرف هاى زن را بشنود. محتشم در هتل، وسايل خود و خاطرات همسرش را پيدا مى كند و فيلم از اين پس روايت اين خاطرات است كه به سال هاى فعاليت احزاب سياسى و گرايش جوانان از جمله فرشته به اين گروه ها برمى گردد و نيز عشق نافرجام فرشته به مردى ميانسال كه آن سال ها براى او سمبل مرادى بوده كه فرشته مريدش باشد. فرمى كه براى تصوير كردن آن دوران انتخاب شده - حضور راوى و خوانده شدن خاطرات او- فيلم را به گذرى از آن سال هاى دور بدل كرده و حجم حرف هايى كه ميلانى مى خواسته بگويد آنقدر زياد بوده كه كليت فيلم يك به يك برخواندن تيترهاى روزنامه هاى آن سال ها شبيه است. به طور مشخص، درگيرى هاى سياسى در سطح جامعه و درگيرى هاى فكرى فرشته و دوستانش با افكار حزب و عشق فرشته همگى باهم عنوان مى شوند و فراموش نكنيم كه فيلم به خاطرات فرشته مى رود تا شوهر او به قضاوت صحيح ترى درباره يك زن و نيز خود فرشته برسد، پس به نظر مى رسد ميلانى در روند تعريف ماجراهاى فرشته دلش نيامده حرف هاى خود را درباره چالش هاى فكرى اعضاى حزب با حزب، ناگفته بگذارد. شروع خاطرات دقيقاً ما را وارد بحث اعضا راجع به مفهوم انقلاب مى كند بدون آنكه پيش از آن تصويرى كلى تر ارائه دهد. تفاوت اصلى رمان «بعد از عشق» و نيمه پنهان تفاوت مديوم آنها است و ميلانى كه مديوم سينما را براى گفتن آن قصه روبه رو داشته زبان سينما را به كار نگرفته است. نكته مهمى كه زمان اكران فيلم احمد طالبى نژاد عنوان كرد «از ميلانى كه تخصص اصلى اش معمارى است و مى داند كه فرم در هنر معاصر گاه اهميتى بيش از محتوا پيدا مى كند بعيد است كه فقط به گفتن فكر كند و نه به چگونه گفتن.» شايد براى اين بود كه آثار اين فيلمساز پرشور و فعال سينما به تدريج به تريبون او بدل نشوند اما...
• نيمه پنهان كارگردان دو سال بعد از «نيمه پنهان» سينماى ايران واكنشى غريب از ميلانى ديد، واكنشى از نوع پنجم. اين بار شوهر فرشته مرده و او اكنون زير سلطه پدرشوهر است. «واكنش پنجم» نسبت به «دو زن» و «نيمه پنهان» فيلم بسيار معمولى ترى است اما براى گيرنده هاى متوسط مخاطب عام و سطح آستانه تحريك پايين او كافى. رويكرد منتقدين كه نسبت به چگونگى طرح مسئله زن در «دو زن» جنبه مثبت و منفى را توأمان به همراه داشت اينجا از جنبه مثبت كاملاً روى گرداند و تنها افسوس نامه اى شد به پاى هدر رفتن آينده فيلمساز. فرشته شوهرش را از دست مى دهد و پدرشوهرش ديگر او را جزيى از خانواده و حتى لايق تربيت بچه هايش نمى داند مگر آنكه او زن ِ برادر شوهرش شود. فرشته نمى پذيرد و وقتى مى فهمد بچه ها قرار است نزد عمه شان در شهرى ديگر فرستاده شوند آن دو را مى دزدد و تعقيب و گريزش با پدرشوهر آغاز مى شود. «واكنش پنجم» آغاز راه تازه ميلانى شد كه از پى مسير رو به بالاى موفق اما كوتاه دو زن و نيمه پنهان، نشيبى زودهنگام به نظر مى رسيد؛ آغاز پهلو زدن آثار او با سينماى بدنه. فيلمساز در فرم كار از نگاه روشنفكرانه خود بيشتر فاصله مى گيرد و مسئله اى جدى را در قالبى بيان مى كند كه عامه پسند است. تصادف هاى متعدد براى پيش بردن ماجرا، به تعويق انداختن بى منطق گره گشايى تنها براى تعليق، ترفندهايى هيجانى چون تعقيب و گريز و تله هايى كه شخصيت مثبت و منفى ماجرا به نوبت سر راه هم قرار مى دهند. از سويى ديگر، انتخاب راه حلى چون دزديدن بچه ها از سوى زنى فرهنگى و تحصيلكرده و در نظر گرفته شدن اين فكر براى او از طريق فيلمسازى روشنفكر خود نقطه تزلزل ماجراست. اين كار قاعدتاً فرم تعقيب و گريزى فيلم را نيز در پى دارد كه چيزى نيست جز افزودن التهاب ماجرا اما التهابى كاذب؛ تب و تاب ناشى از قرار گرفتن درگيرودار كشمكش هاى فكرى پدرشوهر و فرشته، جاى خود را به قرار گرفتن در گيرو دار فرار و تعقيب آنها در جاده ها مى دهد. در اين تعقيب و گريز زنى مظلوم وجود دارد و مردى ظالم، و همين خود خط كشى سياه و سفيد فيلمساز ميان شخصيت ها را نشان مى دهد. اگر در «دو زن» اين خط كشى توسط حضور شوهر رويا تا حدودى از بين برداشته شد، اينجا شكل حضور شوهر و برادر شوهر فرشته به عنوان مردانى منفعل و تحت سلطه پدر، خط كشى پررنگى ايجاد مى كند؛ مرد يا ظالم است يا منفعل. شرايطى كه فيلمساز براى مظلوم نمايش دادن فرشته ايجاد مى كند از آن مصداق هاى «به هر قيمتى» است و ظلم پدرشوهر او هم همين طور. ميلانى استارت كار را بر پايه يك ناهنجارى اجتماعى مى زند اما موقعيت سازى هايش با واقعيت هاى موجود اجتماع و حتى منطق عقل جور نيست. حاج صفدر يك بازارى است اما قدرت يك امپراتور را دارد و مى تواند تمام خط هاى تلفن همراه وغيره دوستان فرشته را كنترل كند و دائم هم گزارش آنها به او داده شود، از تمام جاده ها به او اخبار رسانده شود . يا مظلوميت فرشته كه با سكوت او و تن دادن به جدايى از بچه هايش در ابتدا، و چهره خسته و نفس نفس زدن هايش طى فرار نشان داده مى شود. مى توان گفت اين فيلم نسبت به «دو زن» نمونه مناسب ترى است براى آنكه بگوييم راه اثبات حقوق زن از مسير سركوب مرد طى شده است. درحالى كه در رخ دادن مسئله مطرح شده در واكنش پنجم فقر فرهنگ مؤثر تر از پدرسالارى يا مردسالارى است اما ميلانى به آن توجهى ندارد و انگشت خود را رو به مرد نشانه رفته است. تسلط غيرواقعى كه حاج صفدر بر تمامى ارگان ها و كلاً سرنوشت فرشته دارد به او معناى نمادين مردسالارى دوران مى دهد تا پدرسالار يك خانواده، و اين با هدف موشكافى اجتماعى فيلمساز در تناقض است.
دو سال بعد، نيمه پنهان فيلمساز با زن زيادى روشن تر و روشن تر شد؛ ميلانى به مردم پسند بودن فيلم هايش و به گفته خودش به اينكه خانم ها ديالوگ هاى فيلم هايش را حفظ اند كفايت كرده است. اين روند از «دو زن» به بعد بيشتر و بيشتر حس شد و حالا به اوج رسيده است. • مى خواهد حرف بزند در «زن زيادى» ميلانى تعقيب و گريزى از نوع ديگر به راه مى اندازد. اينجا مردى بى مسئوليت داريم و هوس ران و بى سواد. و زنى مسئول داريم و بساز و مظلوم و تحصيلكرده. در نماى اول، بحث در دست دختران يك مدرسه است تا بگويند زن در سن آنها در جامعه چه مشكلاتى دارد، كمى بعد بحث به دست چند زن خانه دار همسايه مى افتد تا دردهاى زنان را بگويند. وقتى معلوم مى شود شوهر سيما با دخترى به شمال مى رود وارد داستان سيما مى شويم تا موقعيت خود را به عنوان زنى تحصيلكرده و زيبا اما سرخورده و مورد ستم بيان كند. در ميانه راه و در يك رستوران مردم اين بحث را نوبت به نوبت به عنوان لابد سمبل جامعه به دست مى گيرند. در آخر هم صبا به عنوان دوست دختر شوهر سيما حقانيت خود را به عنوان انسانى مجبور به اين اعمال (به خاطر شرايط بد جامعه براى زنان) اثبات مى كند. چهار سال پيش از اين، در ماهنامه فيلم شماره ،۲۶۵ مرضيه برومند به ميلانى پيشنهاد كرد كه اگر به همان اندازه كه به زن ها فرصت حرف زدن مى دهى و به آنها مى پردازى به مردها هم بپردازى و آنها را هم دوست داشته باشى هردو قطب كار واقعى در مى آيد. فضاى بيشتر به يك كاراكتر دادن و كم لطفى به ديگرى، بيان مغرضانه و غير واقعى مسئله است.
شايد به همين دليل ميلانى تصميم گرفت در زن زيادى به مرد هم فرصت حرف زدن بدهد. به رحيم (مردى كه زن خود را به دليل خيانت كشته) فرصت مى دهد، ولى از حرف هاى او روشن مى شود كه رحيم در قضاوت عجله كرده و مرتكب اشتباه شده و چه بسا زن او بى گناه بوده است. به احمد شوهر سيما هم فرصت حرف زدن مى دهد و معلوم مى شود كه به زور به او زن داده اند و او هنوز حسرت جوانى كردن در دل دارد، اما در آخر اثبات مى شود كه اين تقصير زن او نبوده كه با مردى حسرت به دل ازدواج كرده. راه هاى ميلانى همه به يك جا ختم مى شوند. اما چيزى كه عيان است، اين است كه مطمئنا تفاوت هاى مرد و زن را نمى توان انكار كرد. مشكلاتى كه به واسطه اين تفاوت ها پيش مى آيد را نيز. اما مسلماً دفاع بد از يك موضوع، تأثير معكوس مى گذارد و به ضرر مدافع تمام مى شود. مسئله اختلاف فرهنگى سيما و احمد در زن زيادى كاملاً روشن است. مسلماً ازدواجى كه ميان زنى تحصيلكرده و مردى بى سواد و علاف و بيكار صورت گيرد بهتر از اين هم نتيجه نمى دهد. شايد يك زن همان ابتدا از خود بپرسد چرا سيما با ذهن والا و سواد بالايى كه برايش تصوير شده زن چنين مردى شده آنهم ظاهراً نه با عشق و عاشقى (احمد در جايى مى گويد تا چشم باز كرديم زن و يك بچه انداختن تو دامن مون كه عاقلشيم). به قول سيمون دوبووار: «زن، زن به دنيا نمى آيد، زن مى شود.» تهمينه ميلانى در مصاحبه اى با شهرام جعفرى نژاد در ماهنامه صنعت سينما (۳۵) اعلام مى كند كه سرعت فجايع آنقدر بالاست كه او وقت براى در لفافه حرف زدن ندارد. او مى گويد: «سينما براى من هدف نيست، وسيله است، وسيله اى براى بيان حرف هايم.» و دقيقاً هم به همين آرزو مى رسد؛ كاراكتر هاى او همان حرف هايى را مى گويند كه خود او مى گويد، دقيقاً همان جمله ها را و با همان بغض. فيلم هاى او رسانه او هستند براى فرستادن پيام هايش به گيرنده ها يعنى مردم. اما معنى رسانه _ هنر هم اين نيست، آثار ميلانى دچار عارضه گفتن است بدون فكر به چگونه گفتن. منبع: شرق
نقدى بر فيلم زن زيادى ساخته تهمينه ميلانى
معمارى روايت
پيرامون غالب آثار تهمينه ميلانى يك سوءتفاهم بزرگ وجود دارد. سوءتفاهمى كه قبل از آنكه به ساختار خود اثر مربوط شود، مضامين آن را دربرمى گيرد. كانون معنايى اين سوءتفاهم مبحث فمينيسم است. جدا از اينكه اين واژه تا چه ميزان نزد ميلانى و منتقدان محتواى آثارش نزديك به مفهوم واقعى آن است و تا چه حد متاثر از ادبيات عوامانه و ساده انگارانه حول وحوش اين عبارت است هر يك از فيلم هاى ميلانى محملى جهت زدوخورد موافقان و مخالفان مردسالارى و زن سالارى و كلماتى از اين دست بوده است. يعنى قبل از آنكه داستان و آدم ها و موقعيت هاى جارى در آن، مورد بحث و كنكاش قرار گيرند، عمدتاً اين وجه از فيلم هاى او بزرگنمايى مى شد كه لحن به كار گرفته شده توسط فيلمساز تا چه حد درست و غلط و يا منصفانه و غيرمنصفانه است. از همين رو نقطه شاخص آثار ميلانى در حمايت او از زنان فرشته آساى داستان فيلم هايش و حمله به مردهاى زورگو و اجحاف گر خلاصه شده است. اين نكته اى است كه هم از جانب فيلمساز بدان دامن زده شده و هم از طرف بسيارى از نويسندگان سينمايى به نحوى كه ديگر كار را به آنجا رسانده است كه در زمينه نقد فيلم هاى ميلانى چندان اهميتى به فرم و ميزانسن و روايت پردازى و... داده نمى شود و همه چيز در نقد وجوه تماتيك اثر عنوان مى شود. بديهى است كه اين رويه اى ناصواب است. يك فيلمساز در هر حال حق دارد انديشه هاى خود را در قالب اثرش ابراز دارد. چه زن سالار باشد، چه مردسالار و چه هر چيز ديگرى كه پيشوند «سالار» قرار گيرد! گمان نمى كنم منفورتر از انديشه فاشيسم و نازيسم، مكتب فكرى ديگرى در حال حاضر نزد مردم وجود داشته باشد، اما همين ايدئولوژى تك انگارانه زمانى كه در دستان لنى ريفنشال تبديل به موضوع آثارى از قبيل پيروزى اراده مى شود، ماندگارى در تاريخ سينما را براى خود رقم مى زند. منبع:شرق
نگاهى به فيلم زن زيادى
دلهره هاى زن بودن
وقتى پاى ديدن فيلمى از تهمينه ميلانى مى نشينى از قبل مى دانى كه به تماشاى يك داستان فمينيستى نشسته اى كه در دفاع از حقوق زنان روايت مى شود. به ويژه آنكه عنوان فيلم «زن زيادى» باشد. اين نام قطعاً با توجه به حدس تماشاگران از موضوع فيلم در جذب مخاطب تاثير زيادى دارد. خاصه آنكه يكى از معضلات خانوادگى به ويژه در شهرهاى بزرگ مسئله همسر دوم است.
فيلم با سكانسى از يك مدرسه دخترانه آغاز مى شود كه دانش آموزان گويى به بازخوانى مانيفست فمينيستى زنان مبارز مى پردازند و فيلم مى خواهد حرف خود را در همان آغاز بزند. سيما زن روشنفكرى است كه تحصيلات و فهم و كمالش در احساس خوشبختى او هيچ نقشى ندارد. او از رابطه سرد و بى اعتماد خود با همسرش رنج مى برد. رابطه اى كه از شك و ترديدى ريشه دار نسبت به شريك زندگى خود خبر مى دهد. گرچه دانش آموزانش از او تصوير يك زن خوشبخت در ذهن دارند اما او در برابر پرسش آنان از خوشبختى اش ناگهان فرو مى ريزد. اين فروپاشى البته در شكلى نمادين با فروپاشى سقف كلاس تصوير مى شود. اين فروپاشى در مسير خانه سيما با نشان دادن نوع رابطه دختر و پسر در اتوبوس و دعواى مردم در خيابان (تغيير فرهنگى) به جامعه نيز تعميم داده مى شود، تا ميان وضعيت فردى سيما و اوضاع آشفته اجتماعى، تناسبى منطقى برقرار شود. مشكل او خارج از اين متن اجتماعى نمى تواند باشد. شك ذهنى سيما با مطرح كردن قضيه صبا از سوى احمد، به تدريج عينيت بيشترى مى يابد تا اينكه در مسافرخانه سر راه به يقين تبديل مى شود. سيما با اينكه متوجه خيانت همسرش به خود مى شود در شك ميان رفتن و ماندن تقلا مى كند. او حتى به توصيه پليس (نماد حرف حق و قانونى) كه گاهى رفتن بهترين راه است ترديد دارد. او با خود كلنجار مى رود كه نمى شود چيزى را عوض كرد؟ آيا او بايد بماند و حق خويش را بگيرد؟ يا برود و از حقى كه هيچ وقت به او داده نشده بگذرد.محبت به احمد در سيما به خاموشى مطلق نمى گرايد. او همچنان اميدوار است و تلاش مى كند از فروپاشى زندگى اش جلوگيرى كند، هر چند اين ميل را پنهان مى كند اما در جايى كه احمد با گريه علت خيانت خود را مى گويد او احمد جان صدايش مى زند و قصد يارى اش را دارد! اصرار سيما براى كشف حقيقت ماجراى قتل سليم و فريده، تلاش او است براى بازنمايى وضعيت خود در ديگرى. اين كار نه تنها تلنگرى به احمد خواهد زد براى آرامش سيما نيز كارساز است و حس مى كند تنها او نيست كه سرخورده از خيانت است. كسى ديگر هر چند نه از جنس او اما همكار او (معلم) به اين وضعيت، گرفتار شده است. ميلانى با قرار دادن مردى كه همان مشكل قهرمان زن داستان را دارد به مقايسه وضعيت مشابه اين دو جنس مى پردازد تا نابرابرى فكرى درباره زن و مرد را به تصوير بكشد زنى كه به شوهر خيانت مى كند از منظر عامه حق زيستن ندارد، مرگ او به دست شوهر نه تنها جرم كه حق و كيفر گناهش محسوب مى شود اما چنين مجازات سختى درباره مردان تصور نمى شود، چرا كه عمل مرد تابوهاى شرعى و قانونى ندارد (بگو و مگوى مسافران در هتل). سيما مى خواهد با انعكاس وضعيت خود در قالب داستان رحيم، احمد را به تامل و توجه به خود وادارد و با بازنمايى اين همانى وضعيت خود، وجدان احمد را بيدار كند. آنچه سيما را ويران مى كند و مى شكند هويتى است كه در آستانه فروپاشى است به ويژه براى يك زن كه هويت خود را (شايد تحت هژمونى مردسالارى) در شريك زندگى اش جست وجو مى كند. عملكرد احمد هويت او را دچار بحران مى كند و سيما و سيرت او شكسته مى شود. او از نگاه ابزارى به خود رنج مى برد وقتى كه حس مى كند نه تنها روح و فكرش كه سيما و چهره اش نيز مورد بى مهرى قرار گرفته است. هر چند اين بحران هويت دامن احمد را نيز گرفته است. او نيز احساس مى كند كه مورد توجه قرار نگرفته و احساس تنهايى و بى مهرى مى كند و همين دستمايه توجيه عمل او مى شود! ميل به نجات رحيم، تلاش نمادين سيما است براى كمك به خود.عبور او از جاده در ظلمت و تاريكى شب حالا كه پليس (قانون) هم به او حق عبور مى دهد، نمادى از جست وجوى راه روشن در دل ظلمت براى رهايى و عدالت است. عدالتى كه شايد سيما چندان اميدى به آن ندارد، متن اجتماعى زيست _ جهانى كه او به عنوان يك زن از حقوق كمترى نسبت به مرد برخوردار است اين اميد را از او مى گيرد. وضعيت اخلاقى آدمى در درون متن اجتماعى او تعيين مى شود. اراده خارج از تاريخ آدمى عمل نمى كند. رفتار انسان درون گفتمان مسلط اجتماعى معنا مى يابد چه رفتار سيما به عنوان يك زن روشنفكر و نجيب و چه صبا به عنوان زنى فريب خورده. به راستى اگر فريده (زن رحيم) به سليم پسرخاله اش علاقه داشته و به جبر سنت ها با رحيم ازدواج كرده بايد عمل او را محكوم كرد يا نظام فكرى و اجتماعى را كه آزادى و انتخاب را از او گرفتند نقد كرد؟ بايد اجازه داد آنكه در چشم ما خائن و فاسد است حرفش را بزند تا سهم واقعى او از عملش آشكار شود. در يك سيستم مسدود و بسته كه كسى حق انتخاب ندارد گريز از انتخاب جبرى چندان قابل ملامت نيست در چنين وضعيتى هم حاج رضا عنايت مرد مومن و معتمد (فيلم دنيا) و هم احمد جوان بى بندوبار و لاقيد، خطا مى كند. هر دو آنان از جبرى بودن انتخابشان مى گويند. در اين بين اما اخلاق قابل نفى نيست ولى اخلاق خود در متن اجتماعى عمل مى كند نه خارج از آن! «زن زيادى» به دليل ساختار روانى _ اجتماعى نزديك به واقعيت با مخاطبين به ويژه زنان رابطه خوبى برقرار مى كند. «زن زيادى» زبان حال زنان زيادى است كه حق يا جسارت خروج از وضعيت سلطه را ندارند. دلهره هاى زنانه اى كه تنش هاى خود را با تماشاى اين فيلم برون مى ريزد و فرافكنى مى كند. «زن زيادى» آسيب شناسى اجتماعى و خانوادگى مسئله اى است كه به طور جدى كانون خانواده هاى ايرانى به ويژه نسل جوان را تهديد مى كند. امرى كه هنوز قشر روشنفكر ما نيز نگاهى سنتى به آن دارد و زنانى كه به حق خويش آگاه نيستند تا آن را مطالبه كنند! «سيما» در نهايت راه خويش را انتخاب مى كند او مى رود تا شايد يافتن را در رفتن و از دست دادن بيابد. او تنها نيست صبا نيز با او هم مسير مى شود شايد او راه درست را برمى گزيند و مى رود تا خود را پاك و تميز كند. در اين ميان احمد تنها مى ماند و در وضعيت خود متوقف مى شود (روشن نشدن ماشين) اما او دروغ نمى گويد، عشق و محبت زوركى نمى شود! منبع:شرق
![]()
|+| نوشته شده توسط سحر در Sun 26 Jun 2005 و ساعت 15:10 |
اخبار سینمایی
باغ هاى كندلوس پاييزى مى شود فيلم سينمايى باغ هاى كندلوس به نويسندگى و كارگردانى ايرج كريمى پاييز امسال درسينماها به نمايش درمى آيد. عليرضا شجاع نورى تهيه كننده اين فيلم ضمن اعلام اين خبر گفت: زمان قطعى اكران فيلم مشخص نشده است اما ما سعى داريم در فصل دانشگاهى اقدام به اكران آن كنيم. «باغ هاى كندلوس» پاييز امسال در سينماها به نمايش درمى آيد. شجاع نورى از احتمال نمايش اين فيلم در گروه سينمايى آسمان باز خبر داد.«باغ هاى كندلوس» سومين فيلم بلند سينمايى ايرج كريمى به حساب مى آيد. در اين فيلم بازيگرانى چون محمدرضا فروتن، خزر معصومى، مسعود كرامتى، بهناز جعفرى، شاهرخ فروتنيان، فريبا كامران و... حضور دارند. فيلم سينمايى «باباعزيز» نيز به كارگردانى ناصر خمير و تهيه كنندگى شجاع نورى و سريال اوريول درجشنواره فجر سال گذشته به نمايش درآمد. به گفته شجاع نورى اين فيلم پاييز امسال اكران خواهد شد.
فريبا كوثرى و بهناز جعفرى در نگاه
فريبا كوثرى و بهناز جعفرى در فيلم «نگاه» به كارگردانى سپيده فارسى بازى كرده اند. سپيده فارسى، كارگردان سينما، ضمن بيان اين مطلب درمورد مراحل آماده سازى فيلم نگاه گفت: فعلاً مراحل پايانى كارهاى فنى ولابراتوارى وساخت تيتراژفيلم درحال انجام است وفيلم براى نمايش آماده مى شود. وى درادامه افزود: صداگذارى فيلم دراستوديو بهمن توسط حسين اباسلط وميكس فيلم توسط برونوتارير در فرانسه انجام شده است.كارگردان فيلم نگاه درادامه تاكيد كرد: شخصيت اصلى فيلم بعد ازغيبتى بيست ساله به ايران بازمى گردد و با ديدگاهى جديد به اوضاع ميهنش واطرافيانش وگذشته اش برخورد مى كند وسعى مى كند بتواند دوباره ارتباطى عميق ومحكمى با اطرافيانش به دست آورد. وى خاطرنشان كرد: كل لوكيشن هاى فيلم درتهران بوده است و۲ دقيقه آغازين فيلم درپاريس فيلمبردارى شده است وكاردر۳۵ جلسه فيلمبردارى گرديد . سپيده فارسى فارغ التحصيل رشته رياضى ازدانشگاه پيرومارى كورى پاريس است وپس ازسه سال فعاليت درزمينه عكاسى دركشورفرانسه به ساخت فيلم كوتاه پرداخته است. ازجمله كارهاى او مى توان به كفش هاى قرمزوتانگو وباد شمال وخواب آب وسفرمريم اشاره كرد .نويسندگان فيلمنامه سپيده فارسى و جواد جواهرى هستند. مديريت فيلمبردارى برعهده جمشيد الوندى بوده وسازنده موسيقى متن فيلم ، كريستف رضاعى است. اكران بيد مجنون در تابستان
چند ميگيرى گريه كنى در عيد فطر
فيلم «چند مى گيرى گريه كنى» به كارگردانى « شاهد احمد لو» عيد فطر امسال اكران عمومى مى شود. فيلم نامه اين فيلم را كه مضمونى كمدى دارد ، «محسن طنابنده» نوشته است و «كيانوش عيارى» به عنوان مشاور كارگردان با «شاهد احمد لو» همكارى كرده است . در اين فيلم بازيگرانى چون «ابوالفضل پورعرب» ،« الناز شاكردوست» ،« شهرام حقيقت دوست» ،« حميد لولايى»،«منوچهر نوذرى» به ايفاى نقش پرداخته اند.
آكواريوم در انتظار اكران
فيلم سينمايى «آكواريوم» به كارگردانى ايرج قادرى پس از دريافت پروانه نمايش در سينماها اكران خواهد شد. آكواريوم در حال حاضر آخرين مراحل فنى خود را مى گذراند و تا دو هفته ديگر به شوراى صدور پروانه نمايش ارايه خواهد شد. در صورتى كه پروانه نمايش فيلم صادر شود، آكواريوم در سينماها به اكران در خواهد آمد وسازندگان آن منتظر جشنواره نخواهند ماند. عوامل آكواريوم عبارتند از: نويسنده و كارگردان ايرج قادرى، فرج الله حيدرى مدير فيلمبردار، افسانه صمدزاده طراح صحنه و لباس، محمود سماك باشى صدابردار، مهديه اعرابى طراح چهره پردازى، على سرتيپى تهيه كننده و امين حيايى، مهناز افشار، ايرج نوذرى، شيلا خداداد، سيروس گرجستانى و نيما فلاح و ... بازيگران اين فيلم هستند. پايان فيلمبردارى شب بخير فرمانده ادامه فيلمبردارى شب بخير فرمانده، به كارگردانى انسيه شاه حسينى در شهرك سينمايى دفاع مقدس انجام خواهد شد. دومين ساخته انسيه شاه حسينى پس از فيلم غروب شد بيا رويكردى به دوران دفاع مقدس و حضور زنان درعرصه جنگ دارد و روايتگر داستان زن خبرنگارى است كه در شب عمليات طريق القدس مسيرش را گم مى كند و درگير حوادث و اتفاقات متعددى مى شود. تا به حال حدود ۳۵ درصد از فيلمبردارى فيلم « شب بخيرفرمانده » در آبادان انجام شده است و گروه توليد فيلم ادامه فيلمبردارى را در شهرك سينمايى دفاع مقدس انجام خواهند داد.نويسنده و كارگردان « شب به خير فرمانده » انسيه شاه حسينى، مديرفيلمبردارى نادر معصومى، مدير توليد محمد رضا نجفى، طراح چهره پردازى پروانه معصومى ، صدا گذار محمد رضا دلپاك، آهنگساز محمد رضا عليقلى هستند. بازيگران شب به خير فرمانده نيز لادن مستوفى، محمد مختارى، عصمت رضا پور هستند و تهيه كنندگى فيلم برعهده حوزه هنرى است.
«مكس» پروانه نمايش گرفت
فيلم سينمايى مكس به كارگردانى سامان مقدم پروانه نمايش گرفت. فيلمنامه اين فيلم را پيمان قاسم خانى بر اساس طرحى از سامان مقدم نوشته است. مكس فيلمى موزيكال، اجتماعى است كه داستان پسر جوانى به نام مكس را روايت مى كند. «مكس» سومين تجربه بلند سينمايى مقدم پس از فيلم هاى «سياوش» و «پارتى» است. او چندى پيش اعلام كرد كه ديگر در ايران فيلم نمى سازد و جديدترين فيلم خود را در دبى خواهد ساخت. در مكس بازيگرانى چون رامبد جوان، پگاه آهنگرانى، فرهاد آييش، گوهر خيرانديش، محمدرضا شريفى نيا، سيروس ابراهيم زاده، سيد ابراهيم بحرالعلومى و ... بازى مى كنند. تورج منصورى مدير فيلمبردارى، امير توسلى آهنگساز، محمد قومى طراح گريم و ايرج شهرزادى صدابردار اين پروژه هستند. |+| نوشته شده توسط سحر در Sat 25 Jun 2005 و ساعت 18:30 |
|
درباره وبلاگ
![]() وبلاگی در مورد سینمای ایران
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 آمار وبلاگ
موسیقی وبلاگ
کافه ستاره
خبر نامه
پيوندها
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |